متن آهنگ

توی مهتاب ی شب تابستون دستای سردتو توی دستم

میگذشتیم با هم از آن کوچه شعر کوچه رو میخوندی توی گوشم

تو نیایی به کنارم نمیخونم نمیمونم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

توی گوش من ی صدا بودی ی صدای آشنا بود که میگفتی سفر از پیش تو هرگز نتوانم

با هر ضربه ی دستم روی گیتار شکستم میخوام بدونی هنوزم عاشقت هستم

با هر قطعه ی این شعر ی عالم خاطره دارم میخونمو میگم هنوزم دوست دارم

با تو گفتم بی تو هرگز زین پس نگذرم ز آن کوچه تکو تنها

میگذریم ما اکنون با هم از آن کوچه کوچه ی یاد

توی گوش من ی صدا بود ی صدای آشنا بود که میگفتی سفر از پیش تو هرگز نتوانم

با هر ضربه ی دستم روی گیتار شکستم میخوام بدونی هنوزم عاشقت هستم

با هر قطعه ی این شعر ی عالم خاطره دارم میخونمو میگم هنوزم دوست دارم

با هر ضربه ی دستم روی گیتار شکستم میخوام بدونی هنوزم عاشقت هستم

با هر قطعه ی این شعر ی عالم خاطره دارم میخونمو میگم هنوزم دوست دارم

به این پست رای دهید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *