متن آهنگ

هر دم از این باغ بری میرسد

زنگ خطر با خطری میرسد

هر دمی از حیله این روباهان

فتنه و شر دگری میرسد

فتنه و شر دگری میرسد

فتنه و شر دگری میرسد

از چه نشستید از چه نشستید

از چه نشستید که تاراج شد

بحر خزر بحر خزر بحره صد باد شد

وای از آن سفره که از دست رفت

وای بر این دست که محتاج شد

وای بر این دست که محتاج شد

با نام و نشان بودیم

سلطان جهان بودیم

سالار زمان بودیم ناگاه چه طوفان شد

تومار به هم پیچید بر جام جم جمشید

تاراخ چنان چرخید تا تار نمایان شد تا تار نمایان شد

چون بی خبران ماندین بر پرده نهان ماندیم

چشمی نگران ماندیم تا چشمه بیابان شد تا چشمه بیابان شد

هر دم از این باغ بری میرسد

زنگ خطر با خطری میرسد

هر دمی از حیله این روباهان

فتنه و شر دگری میرسد

فتنه و شر دگری میرسد

فتنه و شر دگری میرسد

از چه نشستید از چه نشستید

از چه نشستید که تاراج شد

بحر خزر بحر خزر بحره صد باد شد

وای از آن سفره که از دست رفت

وای بر این دست که محتاج شد

متن آهنگ شاهرخ خزر

وای بر این دست که محتاج شد

با نام و نشان بودیم

سلطان جهان بودیم

سالار زمان بودیم ناگاه چه طوفان شد

تومار به هم پیچید بر جام جم جمشید

تاراخ چنان چرخید تا تار نمایان شد تا تار نمایان شد

چون بی خبران ماندین بر پرده نهان ماندیم

چشمی نگران ماندیم تا چشمه بیابان شد تا چشمه بیابان شد

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *