متن آهنگ

از کوچه های سوت و کور از هر جایی میترسم
از جاده های بی عبور از تنهایی میترسم
از سایه های در کمین از سرنوشت از تقدیر
از پنجه های سرد مرگ و جدایی میترسم
از خش خش ِ دلگیر برگ از زوزه ی باد از شب
از هق هق نوزاد از لحن لالایی میترسم
از تنهایی میترسم … از تنهایی میترسم

گاهی گُنگم گاهی خسته
گاهی همخونه ی درد
گاهی مثل گُل سرخم
گاهی پژمرده و سرد
نه دلی مونده نه حالی
نه خیالی واسه موندن
بیقرارم واسه رفتن پُر دردم پُر درد
از تموم دنیا خستم از همه بود و نبود
از روز روشن میترسم از شب ِ تار و کبود
نمیتونم نمیدونم چرا باید بخونم
دوباره
دوباره تکرار
یکی بود
یکی نبود

از پچ پچ همسایه ها
از تیک تاک ساعت ها
از دقدقه از دلهره
از رسوایی میترسم
از لحظه های دل بُریدن
از همه دل کندن
از سادگی از عشق پاک و رویایی میترسم
از هر چه بود و از هر چه هست و هر چه خواهد آمد
از دل زدن به دریا و
بی پروایی میترسم
از تنهایی میترسم
از تنهایی میترسم

به این پست رای دهید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *