متن آهنگ

باز پاییز منو یاد تو انداخت ببین

سخت افسرده دلو ساکت و بی رنگ شدم

میروم در دل این جاده ی تنهایی

بعد تو باز همان شاعر دلتنگ شدم

من پریشان تر از آنم که تو زخمم بزنی

غم چشمان تو بر این دل دیوانه نشست

با که نجوا بکنم این همه تنهایی را

باز پاییز رسید دلم از غصه شکست

فصل ها از پی هم میگذرند اما من

چهار فصل دلم از غصه ی تو پاییز است

هر کجا مینگرم جز تو نمی یابم باز

بند بند دلم از عطر تنت لبریزند

کاش پاییز نگاه تو به بادم میداد

تا که رسوا نشوم این همه از درد فراق

اوج ابیات غزل ها منی بی وقفه

کی کجا باز بگیرم نفسی از تو سراغ

به این پست رای دهید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *