متن آهنگ

نیست مجال تا کسی یاد گل و چمن کند

باز هوای باده در سایه ی نسترن کند

بندیه پشت میله ها زیر هجوم چکمه ها

یاد چمن چگونه در چمبره ی رسن کند

آه چگونه ماهی راهی سوی آفتاب

فرار از این بی آسمان بن بسته ی لجن کند

در تف باغهای ممنوعه ی خاکستر شده

آه کدام شاخه گل رخت جوانه تن کند

پر میکشد هجوم نیزه در مسیر فاخته

تااوج هر پرواز را از ریشه در کفن کند

مانه برهنه گر چه در سلول مرگ قامتم

بوسه ی تسمه بر تنم تاول پیرهن کند

شکوفه پوش می شوم اگر چه این شکنجه گر

ردای سرخ زخم را بر تن سبز من کند

متن آهنگ مجید کاظمی به نام سلول مرگ

نغمه سرای بند ها نای دریده در قفس

موج ترانه سپر دشنه ی دشنه زن کند

جوخه ی مرگ پیش رو چوبه ی دار پشت سر

راهی جاده های نو باز وطن وطن کند

شکفتن صدای ناگهان خشم میرود

که این سکوت چیره را یکسره ریشه کن کند

ارائه شده در رسانه بزرگ میزبان موزیک

جوخه ی مرگ پیش رو چوبه ی دار پشت سر

راهی جاده های نو باز وطن وطن کند

شکفتن صدای ناگهان خشم میرود

که این سکوت چیره را یکسره ریشه کن کند

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *