متن آهنگ

Hamid Hiraad – Shookhie Mage

گر جان به جان من کنی
جان و جهان من تویی
سیر نمیشوم ز تو
تاب و توان من تویی

نظری به حالِ ما کن
تا روم به سمت کویت
دیوانه تر از دلم نیست
تا شود اسیر رویت

شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلُ بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها

شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلُ بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها

Hamid Hiraad – Shookhie Mage

چه کنم وجود من با دل تو ساز شد
همه دنیای من آن دلبر طناز شد

تو که بی وفا نبودی
پُر جور و جفا نبودی
تو همه وجود مایی
تو ز ما جدا نبودی

شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلُ بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها

شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلُ بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها

به این پست رای دهید

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *