متن آهنگ

هی تو پروانه من همچو شمعم که از رفتن تو بسوزم رفته ای بی من ای بی وفا تو چه آورده ای به روزم

بی خبر رفته ای و خبر از دل بی قرارم نداری آتشم میزند این تب عاشقی این غم بی قراری

بی قرارم نگارم تیره شد روزگارم ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

بی قرارم نگارم بازآ تیره شد روزگارم ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

در قفس مانده ام بی نفس مانده ام ای امان از جدایی

همچو لالایی خواب شیرین تورا خواهم ای دوست کجایی

همچو ماهی که در برکه ی قلب من عکس رویت نباشد

رفته ای تا دگر شوق دیدار من آرزویت نباشد آرزویت نباشد

بی قرارم نگارم تیره شد روزگارم ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

بی قرارم نگارم بازآ تیره شد روزگارم ابریم همچو باران کجایی تو ای جان که طاقت ندارم

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *