متن آهنگ سیامک عباسی پناه

متن آهنگ سیامک عباسی پناه

Siamak Abbasi – Panah – Lyrics

تو نبودی من چیکار میکردم با غمی که شونمو میلرزوند

تو نبودی کی نجاتم میداد کی بهم آرامشو میفهموند

تو نبودی لحظه های سختو با کدوم معجزه سر میکردم

تا کدوم شهر پر تنهایی بود دستای خالیو قلبه سردم

چطور میتونی فکر کنی که ممکنه یه روز برم منی که حتی از خودم به تو پناه میبرم

به تو پناه میبرم از اونچه فکر میکنی بهش مبتلاترم , مبتلاترم آه

چطور میتونی فکر کنی که ممکنه یه روز برم منی که حتی از خودم به تو پناه میبرم

به تو پناه میبرم از اونچه فکر میکنی به عشق مبتلاترم , مبتلاترم آه

متن آهنگ پناه سیامک عباسی

Siamak Abbasi – Panah – Lyrics

ابر گریه رو دو تا چشمام بود اومدی ابرا رو کنار زدی

وقتی عاشقت شدم فهمیدم که چقدر به زندگیم میومدی

من با من میونه ی خوبی نداشت حتی از خودم فرار میکردم

اینو هر روز از خودم میپرسم تو نبودی من چیکار میکردم

متن آهنگ سیامک عباسی پناه

چطور میتونی فکر کنی که ممکنه یه روز برم منی که حتی از خودم به تو پناه میبرم

به تو پناه میبرم از اونچه فکر میکنی بهش مبتلاترم , مبتلاترم آه

چطور میتونی فکر کنی که ممکنه یه روز برم منی که حتی از خودم به تو پناه میبرم

به تو پناه میبرم از اونچه فکر میکنی به عشق مبتلاترم , مبتلاترم آه

اين متن مربوط به آهنگ زير است:

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *