متن آهنگ کوروس و آرمان یاموتی خیام

متن آهنگ کوروس و آرمان یاموتی خیام

Kouros And Arman Yamouti – Khayyam – Lyrics

امروز که نوبت جوانی من است

می نوشم از آن که کامرانی من است

عیبم مکنید اگر چه تلخ است خوش است

تلخ است از آن که زندگانی من است

گویند بهشت و حور و عین خواهد بود

وان جامه ی نازو انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باد

آخر نه به عاقبت همین خواهد بود

من هیچ ندانم که مرا آن که سرشت

از عدل بهشت کرد یا دوزخ زشت

جامی و بتی و مربتی بر لب هشت

این عرسه مرا نقد و تو را نسیه بهشت

گویند بهشت عدل با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

که آواز دهل برادر از دور خوش است

این کوزه چو من عاشق و زاری بوده است

در بند سر زلف نگاری بوده است

این دست که بر گردن او می بینید

دستی است که بر گردن یاری بوده است

متن آهنگ خیام کوروس و آرمان یاموتی

Kouros And Arman Yamouti – Khayyam – Lyrics

در کار گه کوزه گری بودم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

هر یک به زبان حال با من گفتند

کو گوزه گرو کوزه خرو کوزه فروش

گویند که دوزخی بود عاشق و مست

قولیست خلاف دل بر آن نتوان بست

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود

فردا باشد بهشت همچون کف دست

هر سبزه که در کنار جویی رسته است

گویی ز لب فرشته خویی رسته است

پا بر سر هر سبزه به خاری ننهید

کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

آنان که محیط فضل و عادات شدند

در جمع کمان شمع اصحاب شدند

به از این شب تاریک نبردند به روز

گفتند فسانه ای و در خواب شدند

امروز امروز امروز

(قابل ویرایش)

اين متن مربوط به آهنگ زير است:

همچنین ممکن است دوست داشته باشید...

0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *